فساد مالي‌ خاندان‌ پهلوي‌

رشوه‌خواري، تصرف‌ اموال‌ و املاك‌ عمومي، قاچاق‌ مواد مخدر، قمار و عياشي‌ تنها گوشه‌اي‌ از ويژگي‌هاي‌ خاندان‌ فاسد پهلوي‌ دوم‌ است. به‌ گفته‌ يك‌ منبع‌ موثق‌ غربي، در چند سال‌ آخر حكومت‌ رژيم‌ پهلوي، مبالغ‌ هنگفتي‌ --- بالغ‌ بر 2 ميليارد دلار --- از درآمدهاي‌ نفتي‌ به‌ طور مستقيم‌ به‌ حساب‌ بانكي‌ متعلق‌ به‌ اعضاي‌ خانواده‌ سلطنتي‌ در خارج‌ از كشور واريز مي‌شد كه‌ اين‌ انتقالات‌ هرگز در خزانه‌ كشور ثبت‌ نگرديد. 22 اين‌ خاندان‌ با چپاول‌ و بلعيدن‌ ثروت‌ زمينداران‌ و ملاكين‌ و متلاشي‌ كردن‌ نيروهاي‌ اقتصادي‌ --- اجتماعي، به‌ درآمدهاي‌ غيرمالي‌ خود افزودند و درآمدهاي‌ ريالي‌ را نيز به‌ حساب‌هاي‌ خود در خارج‌ از كشور منتقل‌ مي‌كردند.
خزانه‌ مملكتي؛ حساب‌ شخصي‌ شاه، اطرافيان‌ و خاندان‌ پهلوي‌ بود و پرداخت‌ها به‌ دلايل‌ مختلفي‌ صورت‌ مي‌گرفت.
بر طبق‌ مستندات‌ تاريخي، خانواده‌ پهلوي‌ در اوايل‌ دهه‌ 1350 ثروتمندترين‌ خانواده‌ سوداگر ايران‌ بودند؛ شراكت‌ هر يك‌ از افراد اين‌ خانواده‌ در كارخانه‌هاي‌ ساخت‌ ماشين‌آلات، مجتمع‌هاي‌ اتومبيل‌سازي، توليدات‌ ساختماني‌ و ساختمان‌سازي، شركت‌هاي‌ معدني‌ و كارخانجات‌ نساجي‌ امري‌ بديهي‌ بود. بيشتر دارايي‌ها نيز توسط‌ «بنياد پهلوي» مديريت‌ و اداره‌ مي‌شد؛ اين‌ بنياد در سال‌ 1337 تأسيس‌ گرديد تا به‌ ظاهر امور بشردوستانه‌ و خيرخواهانه‌ را سامان‌ دهد. در اواخر دهه‌ 1350 دارايي‌ بنياد بالغ‌ بر 8/2 ميليارد دلار مي‌شد كه‌ در زمينه‌ املاك، بازرگاني، بانك‌داري، ساخت‌ اتومبيل‌ و... سرمايه‌گذاري‌ گرديد، دارايي‌ شاه‌ در اين‌ بنياد حدود 135 ميليون‌ دلار بود. برآورد شده‌ كه‌ خاندان‌ سلطنتي‌ 5 درصد كل‌ سرمايه‌ ثابت‌ ناخالص‌ كشور را در برنامه‌ پنجم‌ به‌ صورت‌ بخش‌ خصوصي‌ داخلي‌ سرمايه‌گذاري‌ كرده‌ بودند.
اين‌ وضعيت‌ اقتصادي‌ در جامعه‌ باعث‌ شكل‌گيري‌ انحصار خاصي‌ شده‌ بود كه‌ بخش‌ بزرگي‌ از آن‌ در دست‌ خاندان‌ پهلوي‌ بود و با وجود انحصارات‌ در اقتصاد داخلي، ديگر كسي‌ را ياراي‌ رقابت‌ با آن‌ها نبود. از طرفي‌ بنياد پهلوي‌ سالانه‌ بالغ‌ بر 40 ميليون‌ دلار يارانه‌ مي‌گرفت‌ و تنها در سال‌ 1356، سهام‌ 207 شركت‌ شامل‌ 8 شركت‌ معدني، 10 كارخانه‌ سيمان، 17 بانك‌ و شركت‌ بيمه‌اي، 23 هتل، 25 كارخانه‌ فلزات، 25 واحد كشت‌ و صنعت‌ و 45 شركت‌ ساختماني‌ را در اختيار داشت. 24 اين‌ وضعيت‌ اقتصاد كشور را فلج‌ كرده‌ بود، با توجه‌ به‌ اين‌كه‌ قشر عظيمي‌ از جامعه‌ به‌ شدت‌ از فقر، تبعيض‌ و شكاف‌ طبقاتي‌ رنج‌ مي‌برد، بحران‌هاي‌ اقتصادي‌ روز به‌ روز بر وخامت‌ اوضاع‌ افزوده‌ بود. كسي‌ هم‌ كه‌ مي‌خواست‌ سرمايه‌گذاري‌ كند، در دام‌ انحصارات‌ خاندان‌ سلطنتي‌ افتاده‌ و مضمحل‌ مي‌شد چرا كه‌ اجازه‌ كار پيدا نمي‌كرد؛ به‌ نمونه‌اي‌ از اين‌ موضوع‌ اشاره‌ مي‌كنيم: «از آن‌ جا كه‌ شاهپور غلام‌رضا كارخانه‌ سيمان‌ داشت، نمي‌گذاشت‌ كسي‌ اجازه‌ تاسيس‌ كارخانه‌ سيمان‌ بگيرد و در نتيجه‌ اين‌ مساله‌ بود كه‌ مملكت‌ دچار كمبود سيمان‌ شد.»
برپايي‌ مجالس‌ عيش‌ و نوش، جشن‌ها و مهماني‌هاي‌ بسيار و پرخرج‌ از ديگر مواردي‌ بود كه‌ هر يك‌ از اعضاي‌ خاندان‌ سلطنت‌ و وابستگان‌ به‌ ميل‌ خود انجام‌ مي‌دادند. هزينه‌ تمام‌ اين‌ مجالس‌ پرخرج‌ كه‌ دور از شان‌ والاي‌ انساني‌ بودند، از بودجه‌هاي‌ مملكتي‌ و خزانه‌ عمومي‌ تأمين‌ مي‌شدند. به‌ عنوان‌ مثال، مراسم‌ جشن‌ 2500 ساله‌ را مرور مي‌كنيم؛ اين‌ جشن‌ كه‌ به‌ مناسبت‌ سالگرد بنيانگذاري‌ نخستين‌ سلسله‌ شاهنشاهي‌ در ايران‌ بر پا گرديد به‌ شكل‌ مفتضحانه‌اي‌ برگزار شد. اين‌ جشن‌ تنها براي‌ رهبران‌ كشورهاي‌ خارجي‌ تدارك‌ گرديد و به‌ همين‌ خاطر كليه‌ فعاليت‌هاي‌ تداركاتي‌ آن‌ نيز به‌ خارجيان‌ سپرده‌ شد. جشن‌ها با بريز و بپاش‌ فراواني‌ برگزار شدند و هزينه‌ يكصد ميليون‌ دلاري‌ آن‌ هم‌ از خزانه‌ مملكتي‌ پرداخت‌ گرديد. 26 در مجالس‌ برپا شده‌ اعمال‌ خلاف‌ اخلاق‌ و فاسد جاري‌ بود، تنها براي‌ تزيين‌ و چراغاني‌ شهر تهران‌ حدود هشتاد ميليون‌ تومان‌ هزينه‌ شد؛ در حالي‌ كه‌ در جنوب‌ شهر، مردم‌ از شدت‌ قحطي‌ و خشكسالي‌ مجبور بودند اطفال‌ خود را بفروشند. 27 به‌ همين‌ دليل‌ جرقه‌هاي‌ اعتراض‌ و انزجار از شاه، خاندان‌ سلطنتي‌ و دولت‌هاي‌ وابسته‌ شعله‌ورتر شد.
سو استفاده‌هاي‌ مالي، رشوه‌خواري‌ و فساد مالي‌ در معاملات‌ داخلي‌ و خارجي‌ فراوان‌ بود، به‌ طوري‌ كه‌ در طول‌ تاريخ‌ 2500 ساله‌ پادشاهي‌ سابقه‌ نداشت. اين‌ مسأله‌ تنها مشكل‌ موجود نبود، بلكه‌ اعضاي‌ خانواده‌ سلطنتي‌ كه‌ از اين‌ راه‌ها ثروت‌ كلاني‌ به‌ دست‌ آورده‌ بودند، به‌ فساد اخلاقي‌ روي‌ آورده‌ بودند، قماربازي، عياشي‌ و قاچاق‌ مواد مخدر از كارهاي‌ معمول‌ آن‌ها بود.
فردوست‌ درباره‌ اشرف، خواهر محمدرضا پهلوي‌ نوشته: «قماربازي، قاچاق‌ مواد مخدر و عياشي‌ كه‌ با سوءاستفاده‌هاي‌ مالي‌ همراه‌ بود از جمله‌ كارهاي‌ روزمره‌ اشرف‌ بود.» 28 دخالت‌هاي‌ دربار در امور مربوط‌ به‌ مواد مخدر تنها به‌ اشرف‌ ختم‌ نمي‌شد، بلكه‌ هر يك‌ به‌ نوعي‌ سهيم‌ بودند و حتي‌ دولت‌هاي‌ بر سر كار آمده‌ و برخي‌ از شخصيت‌هاي‌ صاحب‌ قدرت‌ نيز به‌ اين‌ كار مبادرت‌ داشتند.
نمونه‌هاي‌ بسياري‌ از ارتكاب‌ اعمال‌ فاسد توسط‌ خاندان‌ پهلوي‌ وجود دارد كه‌ به‌ عنوان‌ مثال‌ روزنامه‌ كيهان‌ در شهريور و مهرماه‌ سال‌ 1376 طي‌ سلسله‌ مقالاتي‌ با عنوان‌ «دزدان‌ با چراغ» به‌ آن‌ها اشاره‌ كرده‌ است‌ و خاطرات‌ موجود و كتاب‌هاي‌ نوشته‌ شده‌ در اين‌ زمنيه‌ توسط‌ نويسندگان‌ داخلي‌ و خارجي‌ نيز بر اين‌ موضوع‌ تأكيد دارند. بنابراين‌ وقتي‌ شاه‌ و خاندان‌ پهلوي‌ در فساد مالي‌ غوطه‌ور هستند، مي‌توان‌ وضع‌ دولت‌هاي‌ وابسته‌ را در آن‌ دوران‌ حدس‌ زد و اگر تلاشي‌ براي‌ مبارزه‌ با فساد صورت‌ گرفته‌ به‌ يقين‌ ادعايي‌ دروغ‌ بوده‌ كه‌ راه‌ به‌ جايي‌ نمي‌برد.