فساد اخلاقي شاه

حسين فردوست در خاطرات خود از تحصيل در سوئيس به همراه محمدرضا پهلوي، ضمن اشاره به روابط مخفيانه محمدرضا پهلوي (كه نوجواني بيش نبود) با يك پيش‌خدمت مدرسه لُه روزه و مسايلي كه پس از آن اتفاق افتاد تصريح مي‌كند كه: «محمدرضا از مسئله جنسي زجر مي‌كشيد و نسبت به نفيسي (پيشكار شاه) كه دو رفيقه داشت، عقده خاصي پيدا كرده بود».
يكي از موارد فساد مالي شخص محمدرضا پهلوي، فروش زمين‌هاي مربوط به بنياد پهلوي بود. در واقع محمدرضا پهلوي در قالب بنياد پهلوي، افرادي را مأمور مي‌كرد تا هرچه زمين مرغوب داراي مالك يا بلاصاحب را (اعم از شهري يا زراعي، دره، كوه، تپه و...) تصرف كرده و به فروش مي‌رساندند و به حساب شخصي وي واريز مي‌كردند. از اين بين، در مورد زمين‌هايي كه داراي سند و مدرك بودند و صاحب متنفذي داشتند به مركز شكايت مي‌كردند و با دادن حق و حساب به نماينده شاه (كه مهمترين آن‌ها فردي به نام منصور مزين بود) املاكشان را پس مي‌گرفتند و ديگران كه زور و نفوذي نداشتند، در مقابل تصرف املاكشان سكوت مي‌كردند.
نكته طنز آميز درباره اين قضيه اين است كه در صورت شكايت صاحبان زمين‌ها به دفتر ويژه اطلاعات يا بازرسي شاهنشاهي، محمدرضا پهلوي اين شكايت‌ها را مجدداً به همان فردي كه از وي شكايت شده بود. (نماينده شاه در امور املاك شاهنشاهي) ارجاع مي‌داد.
جنبه ديگر از فساد مالي محمدرضا پهلوي، مربوط به معاملات تسليحاتي مي‌شود. در اين معاملات تسليحاتي كه با مأموريت ارتشبد حسن طوفانيان (استاد دانشكده جنگ) صورت مي‌گرفت، پورسانت‌هاي بسيار سنگين به حساب شخصي محمدرضا پهلوي و طوفانيان واريز مي‌شد. در برخي موارد هم، محمدرضا پهلوي به طوفانيان دستور مي‌داد تا مبالغ واريزي شركت‌هاي خارجي جهت پورسانت را به حساب افراد مختلفي (از دولتمردان) واريز كند.

منبع: كتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوي ، 1370، ص 217